صفحه 1 : اندیشه صفحه 2 : خبر همدان صفحه 3 : خبر همدان صفحه 4 : شهرستان صفحه 5 : فرهنگی صفحه 6 : همه دانا صفحه 7 : ایران و جهان صفحه 8 : اندیشه

۱۷
شهریور
۱۴۰۵

شماره
۶۲۵۲

امروز: ۱۷ (شهریور) ۱۴۰۵ ◀ ◀ Tuesday 2026 (Sep) 08

عناوین صفحه

جغرافیای تاریخی ایران، سرشار از بزنگاه‌هایی است که معادلات سیاسی و محاسبات نظامی در آن‌ها، نه پشت درهای بسته اتاق‌های فکر، بلکه روی آسفالت خیابان‌ها دگرگون شده است. در تمام این فرازهای سرنوشت‌ساز، اگر به لایه‌های زیرین و پیش‌ران‌های حقیقی بنگریم، ردپای پررنگ، مقتدر و پیش‌برنده زنانی را می‌بینیم که مرزهای انفعال و ترس را شکسته‌اند.
از جمعه سیاه 17 شهریور 1357 در میدان ژاله (شهدا) تا شب‌های پرتنش و ایستادگی‌های مدنی در دفاع از تمامیت ارضی و امنیت کشور در دوران کنونی، زنان همواره «مرکز ثقل پیوند خانه و خیابان» و «موتور محرک اراده ملی» بوده‌اند. بازخوانی تاریخ شفاهی شهریور 57 و تطبیق آن با میدان‌داری کنونی جامعه زنان، نشان می‌دهد که حضور زن ایرانی در صحنه، یک واکنش هیجانی و مقطعی نیست؛ بلکه یک فناوری اجتماعی بومی و ریشه‌دار برای صیانت از هویت، استقلال و هستی یک ملت است.

صبح 17 شهریور
برای درک عظمت کاری که زنان در هفدهم شهریور انجام دادند، باید فضای روانی ساعت‌های منتهی به آن جمعه خونین را مرور کرد. پس از راهپیمایی میلیونی عید فطر در تپه‌های قیطریه، قم، شیراز و مشهد که خود زنان پیشقراول صفوف آن در سراسر کشور بودند رژیم پهلوی در نیمه‌شب جمعه 17 شهریور حکومت نظامی اعلام کرد. بوق‌های تبلیغاتی رژیم با تهدید به شلیک مستقیم و مجازات‌های سنگین، سایه‌ای از هراس و تردید را بر شهر افکنده بودند. در میان بسیاری از انقلابیون و مردان این ابهام شکل گرفته بود که آیا در این شرایط باید به خیابان آمد یا نه؟
اما نخستین گام‌های جسورانه برای شکستن این بن‌بست را زنان برداشتند. در خاطرات تاریخ شفاهی مبارزان از جمله حاج سیداصغر رخ‌صفت، روایتی تکان‌دهنده از ساعات آغازین صبح 17 شهریور ثبت شده است:
«حدود ساعت هفت و نیم، هشت صبح دیدم دسته‌دسته اکثراً خانم‌ها آمده‌اند در خیابان و آقایان هنوز نیامده بودند. خیابان شهباز (خیابان هفده شهریور) مملو از خانم‌ها بود... خانم‌ها می‌رفتند و می‌آمدند و فریاد می‌زدند: اگر خودتان غیرت راهپیمایی ندارید بروید در خانه و به خانم‌هایتان بگویید، بیرون بیایند!»
این شهامت خودجوش و بداهه، توده‌های مردد را از پشت پنجره‌ها به وسط معرکه کشاند. زنان با در آغوش داشتن فرزندان کوچک و همراه کردن کودکان خواب‌آلود، هزینه ایستادگی را به جان خریدند تا راه تنفس ملت بسته نماند. در میدان ژاله، وقتی کماندوها و بالگردها صفوف مردم را به گلوله بستند، بیشترین خون‌ها از بدن‌های مطهر شیرزنانی بر زمین ریخت که نه سلاحی داشتند و نه ادعایی؛ تنها سلاحشان اراده‌ای پولادین برای عبور از طاغوت بود.
از خیابان تا بیمارستان؛
حضور زن ایرانی در جمعه سیاه، تنها به صفوف راهپیمایی محدود نشد. در پشت صحنه نبرد نیز زنان صحنه‌هایی بی‌بدیل از ایثار، انسجام و تخصص را خلق کردند. خاطره ثبت‌شده از ورود آن پزشک زن در بیمارستان بازرگان در اوج حملات کماندوها و محاصره ساواک یکی از زیباترین قاب‌های تاریخ معاصر ایران است.
در شرایطی که صدای تیراندازی‌های ممتد کادر درمان را پریشان کرده بود و مجروحان نوجوان و جوان در راهروها روی زمین افتاده بودند، پزشکی با ظاهری متفاوت از تیپ سنتی آن روزها وارد شد، رو به پرسنل ایستاد و با صدایی محکم گفت: «این انقلاب خون می‌خواهد تا پیروز شود؛ تا به اهدافمان نرسیم، نباید رها کنیم.» سپس آستین بالا زد و ساعت‌ها در میان دریایی از خون، به درمان فرزندان این آب‌وخاک پرداخت.
هم‌زمان در حیاط بیمارستان، صدها زن دیگر در صفی طولانی ایستاده بودند تا برای نجات جان مجروحان خون اهدا کنند. در سردخانه‌ها نیز مادرانی حاضر شدند که بر بالین جوانان تیرخورده، بدون التماس و گریه‌های منفعلانه، ایستادند، پیشانی غرق خون جوانشان را بوسیدند و مردم را به ادامه راه فراخواندند. این تصویر نشان می‌دهد که در منظومه هویتی ایران، هرگاه بحران تمامیت کشور و دفاع از آرمان‌ها پیش بیاید، تمام خط‌کشی‌های ظاهری رنگ می‌بازد و فطرت مقاومت متجلی می‌شود.
زن ایرانی و تسخیر هوشمندانه خیابان
این روحیه تاریخی در جغرافیای ایران گم نشد؛ بلکه از نسلی به نسل دیگر منتقل شد تا امروز در هیبتی تازه، پیشرفته و کارآمد رخ بنماید. در بحران‌های پیچیده دوران کنونی، جنگ‌های ترکیبی، فشارهای امنیتی و تهدیدهای خارجی که با هدف فلج‌کردن اراده جامعه و از کار انداختن شریان‌های زیستی ایران طراحی می‌شوند، باز هم همان عنصر تعیین‌کننده به نجات کشور آمده است: خیابان خانه ما شد.
جامعه‌شناسان حوزه مقاومت بر این باورند که بزرگ‌ترین دستاورد حضور زنان در عرصه‌های عمومی «خانگی‌کردن مقاومت» و «امتداد زندگی در خیابان» است. دشمن در نظریه‌های براندازی مدرن روی ایجاد ترس، خلوت‌سازی معابر، امنیتی‌کردن فضا و سلب آرامش روانی مردم حساب باز می‌کند. اما حضور پیوسته خانواده‌ها با پیشگامی مادران و زنان، پازل امنیتی اتاق‌های جنگ دشمن را به کلی بر هم زده است.
حضورهای مداوم و پرشور شبانه در میادین اصلی شهرها، برپایی سفره‌های افطار، آوردن مناسک خانوادگی مانند تولدها، مراسم‌های ملی و دینی به فضای عمومی و اهتزاز پرچم‌ها در میانه تهدیدات مستقیم، خیابان را از تسلیم در برابر پروژه ایجاد ترس نجات داد. زن ایرانی نشان داد که خیابان پادگان یا میدان آشوب نیست؛ خیابان امتداد حیاط خانه ماست و کسی اجازه ندارد حیاط خانه ایرانی را به ویرانه تبدیل کند.
دستاوردهای راهبردی میدان‌داری زنان در عصر حاضر
این بازتولید حماسه 17 شهریور در روزگار ما، ثمرات و دستاوردهای عینی و ملموسی در ابعاد مختلف ملی داشته است:
1. تغییر محاسبات جنگی دشمن
اتاق‌های فکر دشمن با تکیه بر تحلیل‌های انتزاعی تصور می‌کردند با چند عملیات روانی یا تهدید به حمله نظامی می‌توانند جامعه ایران را دچار فروپاشی درونی کنند. اما هنگامی که دیدند زنان حتی با کودکان در آغوش و با وجود تهدیدات ترامپ یا حملات مستقیم رژیم صهیونیستی زنجیره‌های انسانی روی پل‌ها و اطراف مراکز حساس تشکیل می‌دهند، درک کردند که با یک «جامعه مبعوث‌شده و شکست‌ناپذیر» روبه‌رو هستند.
2. تقویت امنیت پایدار و مصون‌سازی اجتماعی
حضور مدنی و پرصلابت مردم با میدان‌داری مادران، به طور طبیعی دست هسته‌های تروریستی و نفوذی‌های سازمان‌های جاسوسی بیگانه (نظیر موساد) را بست. وقتی فضای عمومی در دست ملت باشد، جریان آشوب و تخریب زمین بازی خود را از دست می‌دهد و بار سنگین حفظ امنیت عینی از دوش ساختارهای انتظامی سبک می‌شود.
3. ارتقای روحیه دفاعی و تاب‌آوری ملی
آن جوان مدافع امنیتی در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر و آن نیروی متخصصی که پشت پرتابگرهای پدافندی و موشکی ایستاده است، با نگاه به مادران و همسرانی که خیابان را حفظ کرده‌اند، شجاعت و انگیزه می‌گیرد. او حس می‌کند که کل پیکره ایران پشت سر او نفس می‌کشد و او تنها نیست.
4. تولید فناوری نرم اجتماعی و وحدت ملی
تجربه این حضور، یک فناوری اجتماعی و مانور بزرگ همبستگی است. این کنشگری فراگیر نه تنها شکاف‌های تصنعی سیاسی و اجتماعی را پوشش می دهد، بلکه تصویر حقیقی زن مؤمن و ایرانی را به دنیا مخابره می کند: زنی عفیف، پیشرو، میهن‌دوست، تحصیل‌کرده و شجاع که پای استقلال کشورش مانند کوه می‌ایستد.
پرچمی که هرگز بر زمین نمی‌افتد
جمعه سیاه 17 شهریور 1357 ثابت کرد که خون مظلوم و اراده زنان پیشتاز می‌تواند طومار مستبدترین رژیم‌های دست‌نشانده را در هم بپیچد؛ و رویدادهای روزگار حاضر اثبات می‌کند که آن شیرزنان، هنوز در صحنه‌اند.
زن ایرانی دیروز در میدان ژاله با خون خود راه را گشود و امروز در میدان‌های دفاع از کیان، تمامیت ارضی و فرهنگ این سرزمین، علمداری می‌کند. تا زمانی که این پیوند عمیق میان خانه، خیابان، ایمان و وطن برقرار است، هیچ توطئه‌ای قادر نخواهد بود اراده این ملت بزرگ را به زانو درآورد. تاریخ گواه است که این سرزمین، پیروزی‌ها و بقای خود را به گام‌های استوار و قلب‌های پرامید زنانی مدیون است که در سخت‌ترین روزها، زودتر از همه به میدان آمدند.



ارسال ديدگاه

نام:
پست الکترونیکی:
کد امنیتی: سوال: پایتخت روسیه؟ Mosko جواب به فارسی وارد شود
ديدگاه: